سخان رهبر انقلاب اسلامی آیت الله خامنه ای درخصوص رابطه با آمریکا حائز نکات بسیار مهمی است که ارزش پرداختن به آن وجود دارد. این سخنان از این جهت مهم است که برای اولین بار با صراحت واقع گرائی و منفعت گرائی بر آرمان گرائی چیره شده است. ایشان در اجتماع مردم یزد گفته است:
"هرگز هم نگفتيم ما تا ابد قطع رابطه خواهيم بود؛ نه، هيچ دليلى ندارد كه تا ابد قطع رابطه با هر كشورى، با هر دولتى داشته باشيم. مسئله اين است كه شرايط اين دولت، به گونهاى است كه رابطه با او براى ما ضرر دارد. انسان رابطه را با هر كشورى به دنبال تعريف يك منفعتى ايجاد ميكند. آنجايى كه براى ما منفعت ندارد، دنبال رابطه نميرويم، حالا اگر ضرر داشت، به طريق اولى دنبال رابطه نميرويم..
....رابطه سياسى با آمريكا براى ما مضر است. اولاً خطر آمريكا را كم نميكند. آمريكا به عراق حمله كرد؛ در حالى كه با هم رابطه سياسى داشتند، سفير داشتند؛ اين آنجا سفير داشت، آن هم اينجا سفير داشت. رابطه كه خطر جنونآميز و سيطرهطلبانه هيچ قدرتى را از بين نميبرد. ثانياً وجود رابطه براى آمريكايىها ـ نه امروز، هميشه اينطور بوده ـ وسيلهاى بوده است براى نفوذ در قشرهاى مستعد مزدورى در آن كشور.....نبود رابطه با آمريكا براى ما مفيد است. آن روزى كه رابطه با آمريكا مفيد باشد، اول كسى كه بگويد رابطه را ايجاد بكنند، خود بنده هستم"
نکته ای که در سخنان ایشان بوضوح نمایان است آن است که رابطه و دشمنی ایران با آمریکا از حالت قدسی و ایدئولوژیک به صورت یک اصل منفعتی در آمده است ما بدان دلیل با آمریکا رابطه برقرار نمی کنیم که رابطه با آمریکا (بعنوان شیطان اکبر) فعلا به منفعت ایران نیست.
این سخنان نقطه عطفی در سیاست خارجی ایران محسوب خواهد شد. بهرحال بعد از این باید شاهد رویکرد واقع گرایانه و مرجعیت منافع ملی در کنار سه عنصر اصلی سیاست خارجی یعنی مصلحت < عزت و حکمت در تصمیم گیری های کلان باشیم. نه اینکه تا بحالنبوده است بلکه این چهار اصل در اظهارات اخیر ایشان دوباره مورد تاکید رسمی قرار گرفته است.
