تبليغاتX
سیاست خارجی ایران Iran,s foreign policy

سیاست خارجی ایران Iran,s foreign policy

به بررسی تحولات سیاست خارجی ایران می پردازد

يكي از موضوعات جالب در خصوص آينده روابط افغانستان و ايران و تاثير تحولات اين كشور بر محيط سياسي ايران زمزمه هاي اخير درخصوص احتمال خيز برداشتن آقاي زلماي خليل زاد براي انتخاب رياست جمهوري افغانستان مي باشد. بنظر شما تاثير انتخاب احتمالي وي بر سياست خارجي ايران چه خواهد بود؟
خليل زاد كيست؟
وي يكي از نيروهاي سياسي افغاني الاصل آمريكائي است كه به همراه ديگر نومحافظه كاران در آمريكا مديريت سياست سازي در افغانستان بعد از يورش آمريكا به اين كشور را داشته است. وي پس از آن در قامت سفير آمريكا در افغانستان به ساماندهي سياست داخلي و گماردن حامد كرزاي به عنوان رياست جمهوري پرداخت. مدتي بعد در عراق سمت سفير اين كشور را برعهده گرفت و پس از آن بعنوان اولين ديپلمات ارشد بين المللي آمريكا سخنگوي اين كشور در سازمان ملل شد.
از لحاظ فكري وي گرايش ضد ايراني داشته و با توجه به رويكرد وي به نومحافظه كاران از قدرت گيري ايران در منطقه بيمناك است. تز دكتراي وي در سال 1980 برنامه اتمي ايران بوده است . وي مدتي نيز در ايران زندگي كرده است.
تاثير انتخاب وي بر سياست خارجي و روابط دو كشور
برخلاف برخي از تحليلها كه احتمال مي دهد حضور وي در سياست افغانستان را موجد كاهش روابط و تاثير بر سياست خارجي ايران بداند اين نوشتار معتقد است كه انتخاب وي در كوتاه مدت موجب واكنش منفي ولي در بلند مدت روابط دو كشور تحت تاثير معادلات منطقه اي افزايش خواهد يافت
تاثير انتخاب وي در دو سطح مي تواند مورد بررسي قرار گيرد:
سطح روابط دو جانبه : 
در اين صورت در كوتاه مدت دو طرف ايران و افغانستان با نگاه بدبينانه به يكديگر مي نگرند ولي اين بدبيني طولي نخواهد كشيد زيرا هم ايران و هم افغانستان به يك عقل منطقي و سياسي و مصلحت جويانه دست يافته اند كه بخواهند منافع يكديگر را در نظر بگيرند. زيرا اولا افغانستان و اقتصاد آن بدون ارتباط مناسب و خوب با ايران نمي تواند رشد زيادي داشته باشد و اين امر يكي از فاكتورهاي اصلي روابط دو كشور مي باشد و ثانيا سياست خارجي ايران نشان داده است كه با عناصر مقتدر و مهم كه ماهيت آن ها مشخص است راحت تر كار مي كند با كساني كه از لحاظ سياسي و بين امللي داراي جايگاه خوبي نيستند.

در سطوح منطقه اي و بين المللي :
بسياير از تصميمات و عملكرد فعلي خليل زاد ناشي از جايگاه اين كشور بعنوان نماينده آمريكا مي باشد و پرواضح است كه در جايگاه ديگر تصميمات مقتضي ديگر اتخاذ خواهد شد. دو تحليل مي تواند وجود داشته باشد اول اينكه انتخاب وي به سياست هاي افراطي ايالات متحده آمريكا عليه ايران و فشار نظامي بر ايران ياري مي رساند و دوم اينكه از ظرفيت و پتانسيل خليل زاد مي توان در بهبود روابط ايران و آمريكا بهره برداري نمود. بنظر اين نوشتار خليل زاد مي تواند از اين ظرفيت برخوردار باشد و مي تواند درصورت جلب دوستي ايران و دادن اطمينان هاي لازم به ايران هم براي منافع افغانستان و هم براي منافع آمريكا و هم براي منافع ايران مفيد باشد .
آنچه كه اين فرضيه را تقويت مي كند نيازمبرم عراق و افغانستان به دوستي ايران و آمريكا و تاثيري كه بهبود روابط ايران و آمريكا بر موقعيت اين دو كشور خواهد گذاشت مي باشد.   
 
+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم خرداد 1387ساعت 9:53  توسط ایلچی   | 

یکی از مطالبی که همیشه در زمان ارائه بسته پیشنهادی هسته ای یا مذاکرات کشورهای بزرگ با ایران چه بصورت رسمی یا غیر رسمی از سوی برخی از کارشناسان سیاسی یا مقامات رسمی خارجی مطرح می شود تضمین امنیتی آمریکا به ایران است. هم آمریکا از اینکه چنین تضمینی به این سادگی و مفت و مجانی بدهد استنکاف می کند و هم ایران از اینکه چنین مطلبی در آشکارا مطرح می شود نسبت به آن بی اعتنائی می کند و حتی در برخی از موارد گفته می شود که این غربی ها هستند که باید تضمین امنیتی از ما بگیرند که این امر خود یک نوع بی سیاستی است اما واقعا داستان چه می تواند باشد؟

بنظرم تضمین امنیتی به ایران بحث جدی است حال چه از طرف آمریکائی ها باشد و چه غیرآمریکائی ها. باید این مبحث جدی انگاشته شود. استراتژی سیاست خارجی ایران در طول تاریخ مبتنی برتئوری بقا بوده است آن زمان که برای حفاظت از ایران زمین به کشورهای همسایه دست اندازی می کرد و به اصطلاح سیاست خارجی دولت خواری اقوام همجوار را در دوره ساسانی دنبال می کرد و چه در زمان صفویان که با ابزار ایدئولوژیک بسیاری ز مناطق عربی را تحت اشغال خود درآورد و چه آن زمان که بدنبال قدرت سوم بود و حکومت خود را وابسته به بیگانه می کرد.. 

بنظر می آید حفاظت و بقای ایران در هیچ زمان به اندازه دوران کنونی دستخوش تهدید نشده است درست است در دوران های دیگر تهدید بود ولی در این زمان هیچ قدرت ضامن نیز پشت سر ایران وجود ندارد. حتی حرکت به سمت دستیابی به دانش هسته ای نیز در چارچوب تئوری بقا گنجانده می شود و تا زمانی که ایران احساس کند که تمامیت ان درخطر است باید تضمین امنیتی را جدی گرفت. البته نکته ظریف این جاست که نهاد قدرت به سمت وابستگی به خارج درنغلطد  

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم خرداد 1387ساعت 8:34  توسط ایلچی   |