تبليغاتX
سیاست خارجی ایران Iran,s foreign policy

سیاست خارجی ایران Iran,s foreign policy

به بررسی تحولات سیاست خارجی ایران می پردازد

مدتی است که روابط ایران و عربی یک تحولی کیفی بخود گرفته است و بر اساس آنچه که در مطبوعات ذکر می شود این روابط در حال گرم شدن می باشد.

تحلیلگران فاکتهای متعددی در این خصوص ارائه می دهند از جمله آنها می توان به اعلام آمادگی احمدی نژاد برای سفر به مصر متعاقب سفر معاون وزیر خارجه این کشور به ایران- دعوت ملک عبدالله پادشاه عربستان از احمدی نژاد برای انجام حج - شرکت رئیس جمهوری اسلامی ایران در اجلاس سران شورای همکاری خلیج فارس- سفر احمدی نژاد به امارات- سفر احمدی نژاد به بحرین - شرکت در اجلاس سران اوپک در عربستان- حضور وزیر خارجه ایران در اجلاسیه اتحادیه عرب و دفاع مقامات رسمی خلیج فارس در اجلاس منامه در غیاب ایران در مقابل رابرت گیتس که ایران را تهدیدی برای امنیت منطقه خوانده بود- اعلام آمادگی ایران برای انتقال دانش هسته ای به کشورهای عربی و تشکیل کنسرسیوم عربی ایرانی در داخل خاک ایران- اشاره کرد

چند نوع واکنش از سوی تحلیل گران داخلی و خارجی بروز یافته است:

۱- عده ای در داخل و خارج ایران این اقدامات دولت را ناشی از ابتکارات شخصی احمدی نژاد و دولت وی دانستند و نه مقام دعوت کننده بهمین دلیل دعوت احمدی نژاد به اجلاس دوحه و مکه را به اصرار ایران و نه طرف دعوت کننده ارزیابی کرده و آن را مغایر عزت ایرانی تحلیل میکنند

۲- عده ای سیاست درهای باز با کشورهای عربی را در حالیکه سیاست تشدید تقابل با آمریکا در منطقه از سوی ایران اتخاذ می شود را نافی مقصود دانسته و آن را یاری رسان به حفظ منافع کشور نمی دانند.

۳- عده ای از جمله رسانه های غربی که همه چیز عالم و آدم را در گرو رفتار آمریکا تحلیل می کنند گرم شدن روابط عربی ایرانی را ناشی از چراغ سبز آمریکائی ها به کشورهای عربی برای ارتقاء روابط با ایران دانسته و خواستار ادغام اقتصادی این کشورها با ایران شده تا بتوانند اهرم فشار لازم را داشته باشند

با همه این ها آیا گرم شدن روابط ایران و عرب بخصوص کشورهای خلیج فارس امری در حال وقوع است یا بیشتر بر اساس گمانه زنی های رسانه ای مطرح می شود؟

به چند جهت نمی توان چندان به این اظهار نظرها خوش بین بود:

اولا روابط ایران و اعراب چنان پیچیده است که با آمدن یک رئیس کشور به ایران یا بالعکس تغییر نخواهد یافت. بعبارت روشن تر این روابط از عوامل متعدد دینی - تاریخی- نژادی - سرزمینی و.. متاثر است

ثانیا آنچه که همیشه در نزدیکی و دوری ایران و اعراب تاثیر داشته است نه عوامل داخلی که عامل بین المللی است. بعبارت روشن تر این مناسبات قدرت در جهان و عرصه بین المللی و رویکرد دو طرف به این مناسبات است که گاهی موجب دوری و گاه موجب نزدیکی می شده است

ثالثا علیرغم آنچه که شایع است و برخی از تحلیلگران داخلی جناحی به آن دامن می زنند -اعراب تصویری جداگانه از فعالیتهای ایران دارند . بنظر آنها ایران نه تنها آغوش خود را برای این روابط باز نمی کند بلکه بدون توجه به منافع دیگران تنها درجهت منافع خود حرکت می کند.

بهمین دلیل نباید چندان به خوشامدگوئی های موقت اعراب دل بست. اعراب بنا به خصلت چادرنشینی مهمان دوست می باشند(اکرم الضیف ولو کان کافرا) و همه این ها بنا بر عادات ضیافت قابل توجیه است و نباید باعث گمراه شدن سیاستمداران شود که اعراب درجهت گرم شدن روابط با ایران حرکت میکنند.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت 17:6  توسط ایلچی   | 

تامین امنیت برای خلیج فارس یکی از دغدغه های اصلی کشورهای منطقه و قدرتهای بزرگ می باشد. زیرا این منطقه تامین کننده بخش عمده ای از انرژی ارزان جهان می باشد.

تاکنون سه دستور کار مهم امنیتی برای امنیت خلیج فارس ارائه شده است.

اولین دستور کار را می توان در رفتار فعلی آمریکا و کشورهای خلیج فارس جستجو کرد. در این چارچوب- این کشورها با انعقاد قراردادهای امنیتی با آمریکا خواستار حمایت این کشور از هرگونه تهدید شدند. این تصور که بعد از جنگ کویت با عراق در میان کشورهای منطقه نضج گرفته البته به سالیان قبل باز میگردد. آن هنگام که کویت از آمریکا خواست پرچم آن کشور را بر روی نفت کش های خود به اهتزاز درآورد تا از حمله نیروهای ایرانی و عراقی در خلیج فارس در امان بماند. هم اکنون قطر- کویت- بحرین عمان با آمریکا قراردادهای امنیتی بسته و حتی پایگاههائی نیز در اختیار این کشور قرار داده اند

دومین دستور کار امنیتی در خلیج فارس در پروژه ناتو بنام طرح استانبول نهفته است. در این طرح ناتو در راستای سیاست گسترش خود و همچنین دستور کار بین المللی خود بعد از فروپاشی شوروی و در راستای جلوگیری از سه خطر و تهدید اصلی یعنی گسترش سلاحهای کشتار جمعی- اشاعه هسته ای و تروریسم بین المللی تلاش کرده است کشورهای اطراف مدیترانه را در طرح مدیترانه و کشورهای خاورمیانه را در طرح استانبول گردهم آورد. در این چارچوب این طرحها بعنوان بازوهای منطقه ای این سازمان عمل می کنند. بهمین دلیل از کشورهای خلیج فارس دعوت شده است که به این طرح بپیوندند. هم کنون قطر- امارات- بحرین و کویت به این طرح پیوسته اند و عمان و عربستان هنوز به این طرح نپیوسته اند.

سومین دستور کار را می توان دستور کار ایران نامید. در این دستور کار حفظ امنیت خلیج فارس باید برعهده کشورهای منطقه تامین شود. بهمین خاطر در بهار سال جاری ایران آشکارا اعلام کرد که آماده امضای معاهده دفاعی با کشورهای خلیج فارس است که هیچ بانکی برنخواست و کسی به آن اعتنا نکرد.  ایران همچنین با ناقص دانستن همکاریهای امنیتی شورای همکاری خلیج فارس در سخنرانی اخیر رئیس جمهور در میان سران پیشنهاد تشکیل سازمان امنیتی داده است . اما در میان برخی نخبگان سیاسی ایران همچون برخی فرماندهان نظامی سابق کشورمان از جمله محسن رضائی مفهوم نسبتا تازه ای بنام «هژمونی درونزا» شکل گرفته است. وی در مصاحبه ای اعلام کرده بود که کشورهای منطقه همانند ایران و عربستان در یک طرف و پاکستان و ترکیه و همچنین عراق خود بدون دخالت قدرتهای بزرگ امنیت منطقه را تامین کنند. بنظر این دسته از افراد در این صورت امنیت بواسطه بومی بودن نیروهای تامین کننده آن به سهولت قابل دسترسی است.

اما اشکال این طرح را می توان در فاکتهای زیر جستجو کرد:

اولا این نظریه - حضور قدرت برتر جهانی که همسایه کشورهای خلیج شده است یعنی آمریکا را نادیده میگیرد. امریکا هم اکنون همسایه خلیج فارس و یکی از اعضای اصلی امنیتی خلیج فارس می باشد.

ثانیا میان کشورهای اخیر نوعی عدم تجانس وجود دارد چگونه می توان تصور نمود عربستان ایران وترکیه و پاکستان بتوانند بدون یک حامی بین المللی که مشوق آنها باشد خود به نوعی بلوغ سیاسی و منطقه ای رسیده باشند که امنیت خلیج فارس را برای قدرتهای جهانی تامین کنند

ثالثا ضمن اینکه با واقعیتهای منطقه همخوانی ندارد بلکه با واقعیتهای بین المللی نیز سنخیت ندارد. دوره تشویق قدرتهای منطقه ای برای تامین امنیت گذشته است. این گفتمان متعلق به سالهای دهه ۶۰ میلادی و دوره نیکسون می باشد. هم اکنون آمریکا در خلیج فارس حضور دارد و خود متولی تامین امنیت و امنیت سازی شده است.

و از همه مهمتر اینکه قدرت برتر خلیج فارس تلاش دارد با دامن زدن به ایران هراسی کشورهای خلیج فارس را در گروههای منطقه ای مانند( ۶+۱ )یعنی شورای همکاری خلیج فارس + آمریکا و کشورهای معتدل خاورمیانه در مقابل ایران سازماندهی کرده و آنها را در گرداب جنگ سرد جدید علیه ایران و مسابقه تسلیحاتی بیندازد. 

در میان دستور کارهای بالا - دستور کار فعلی یعنی انعقاد قراردادهای امنیتی با آمریکا همچنان پیشتاز است- دستور کارناتو  در حال پیشرفت است و دستور کار ایران هرچند از اقبال برخوردار نیست ولی بنظر می رسد در دوره جدید توجهی از سوی مقامات کشورهای عربی به آن شده است. اعلام اینکه پیشنهادات ایران از سوی اعضا مورد توجه قرار میگیرد و فراخوانی دبیر شورای امنیت ملی عراق برای تشکیل سازمان امنیتی که در برگیرنده عراق و ایران باشد و از همه مهمتر محاجه اعراب در منامه با سخنان رابرت گیتس در این راستا قابل تفسیر است.

سیاست خارجی ایران نیز باید با در نظرداشت حساسیتهای اعراب و منافع خود بهمراه کشورهای دیگر مانند عراق تلاش نماید حد وسطی از این دستور کارها را در جلوی روی خود بگذارد.

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم آذر 1386ساعت 15:27  توسط ایلچی   | 

در خبرها آمده است که رئیس جمهوری اسلامی ایران در نظر دارد برای شرکت در شورای همکاری خلیج فارس به دوحه قطر سفر کند. روزنامه الحیات در گزارشی آورده است که كشورهاي حوزه خليج فارس قصد دارند از حضور ايران جهت كاهش بحران‌ها درمنطقه استفاده كنند .

سیاست جمهوری اسلامی ایران تاکنون در قبال این شورا که با هدف تحت فشار قرار دادن ایران تشکیل شده است سیاست انکار بوده است کانه چنین شورائی وجود نداشته است. اخیرا ایران با ارسال نامه ای به این شورا برای پیوستن به منطقه آزاد تجاری با شورا ابراز تمایل کرده است.

براستی چه اتفاقی افتاده است که جمهوری اسلامی ایران در این برهه تلاش دارد در عالیترین سطح بدون هیچ مقدمه چینی قبلی در این اجلاس شرکت کند؟ بدون اینکه تماسی قبلی در سطح وزرا باشد و یا تماس جدی در سطح معاونین وزرا و ....؟

چند سوال اساسی در این خصوص باقی است:

۱- اهداف اعضای شورای همکاری خلیج فارس از دعوت ایران و در عالیترین سطح برای شرکت در این اجلاس چیست؟ آیا اهداف پشت پرده ای وجود دارد یا خیر؟ چرا این شورا که ابزار منطقه ای آمریکا در خلیج فارس عمل می کند راضی به حضور هیات عالیرتبه ایرانی شده است؟

۲- اهداف جمهوری اسلامی ایران از شرکت در اجلاسی که به احتمال زیاد درخصوص پرونده هسته ای ایران و جزایر ایرانی اظهار موضع می کنند چه می باشد و آیا به مصلحت است که عالیترین مقام سیاسی ایران در اجلاسی شرکت کند که در آن به مسائل تمامیت ارضی و سرزمینی کشورمان و امنیت ملی مورد بررسی قرار میگیرد و آن را مخدوش می سازد.؟

۳ - چه دستاوردهائی برای این سفر ترسیم شده است؟ آیا حضور رئیس جمهوری اسلامی ایران با مبانی عزت و مصلحت ما سازگار است یا خیر؟ چه سناریوهائی برای بهره برداری تبلیغاتی و سیاسی از این اجلاس متصور است؟ آیا حضور در این جلاس تنها به گرفتن عکس یادگاری و .. ختم نمی شود؟

بهرحال از تصمیمات کیلوئی باید حذر کرد جانم حذر جانم حذر جانم حذر؟؟

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم آذر 1386ساعت 13:1  توسط ایلچی   | 

برگزاری کنفرانسهای بین المللی صلح درخصوص فلسطین که از ۶۰ سال پیش  شروع شده است و تا روز موعود هم ادامه خواهد داشت همیشه مورد توجه سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران بوده است. مضافا اینکه در دوره اخیر برگزاری این کنفرانس از سوی برخی رسانه های بین المللی بعنوان ارنج کردن یک چیدمان جدید غربی - عربی علیه ایران نیز تعبیر و تفسیر شده است. این موضوع بیتشر از سوی اسرائیلی ها و برخی از گروههای تندرو آمریکائی دامن زده می شود.

اما آیا لزومی به اتخاذ مواضع مخالفت آشکار و شدید با این موضوع وجود دارد؟

در نگاه اول اتخاذ تصمیم و موضع در خصوص موضوعی که بهرحال به امنیت ایران ارتباط دارد عقلانی جلوه می نماید اما با نگاهی عمیق تر لزومی به اتخاذ این گونه مواضع وجود ندارد و آن را در معارض با منزلت ایرن ارزیابی می کند زیرا:

اولا کنفرانسی که به زعم کشورهای عربی که یک طرف معادله هستند یک کنفرانس شکست خورده می باشد و هم مخالفان و هم موافقان بر این امر تاکید میکنند و حتی اسرائیلی ها نیز این کنفرانس را جنین مرده می خوانند. حال چه لزومی دارد که ایران این موضع را فریاد بکشد.

ثانیا ایران بعنوان تنها مخالف روند صلح فلسطینی در کنار افراط گرایان یهودی که هر روز و شب برای به شکست کشانده شدن این کنفرانس در روبروی دیوار ندبه به دعا و زاری مشغول اند همسان انگاشته می شود.

ثالثا در یک نگاه کلی تر با توجه به اینکه تنها مانع صلح و ثبات در خاورمیانه اسرائیل است و این کشور مسئول تمام شکست ها می باشد این کنفرانس نیز در صدد تایید مجدد این امر در افکار عمومی دنیا است و کنارهم قراردادن ایران و اسرائیل در یک کفه بعنوان یکی از عوامل شکست کنفرانسهای صلح چندان با وجهه صلح دوستی ما سازگاری ندارد

و از همه مهمتر اینکه کشورهای عرب شرکت کننده در این  کنفرانس از جمله آنها عربستان که همیشه خود را تنها صاحب اختیار مسائل جهان اسلام می داند بار دیگر با مشکل منزلت در جهان عرب روبرو می شوند که این امر باز هم به نفع ایران است. 

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم آذر 1386ساعت 11:25  توسط ایلچی   | 

هر از چند گاهی سخنانی از سوی مسئولین رسمی سیاست خارجی ایران از جمله رئیس جمهوری و بعضی از سفرای ایران در کشورهای دیگر بگوش می رسد که آمادگی کشورمان را برای انتقال تجربه هسته ای و فن آوریهای هسته ای به کشورهای مسلمان اعلام میکنند.

براستی هدف از این سخنان چه می تواند باشد و آیا در راستای اهداف و منافع دراز مدت کشورمان می باشد؟

صدور این سخنان باید با احتیاط بیشتر و حزم همراه باشد و تمام جوانب سنجیده شود.در نگاه اول شاید چنین به نظر آید که مسئولین با این هدف این سخنان را می گویند که:

اولا نظر حمایت آمیز کشورهای مسلمان را در قضیه هسته ای کشورمان جلب کنند . بعنوان نمونه ایران به سودان- ونزوئلا- عربستان - الجزایر - شورای همکاری خلیج فارس و .. دیگر کشورها اعلام کرد که آمادگی آن را دارد که به این کشورها فن اوری هسته ای صادر کند. شاید هدف این است که این نظر مثبت این کشورها را نسبت به صلح آمیز بودن فعالیتهای اتمی خود داشته باشد.

ثانیا با این استدلال که فن آوری هسته ای ایران یک دارائی و به اصطلاح asset است درصدد القاء این نکته هستند که كشورهاي جهان سوم و اسلامي نبايد امیدی به کشورهای غربي در پیشرفت علمی و فن آوری داشته باشند و اگر بخواهند به پیشرفت های تکنولوژیک دست یابید باید این دارائی و ثروت را در ایران غنیمت بشمارند.

ثالثا پیامی نیز به کشورهای برخوردار از این فن آوری صادر مي شود که در صورت تشديد فشارها عليه ایران بعلت پرونده هسته اي - اين آمادگي وجود دارد که ايران فن آوري انحصاري را در اختيار ديگران بگذارد و به اصطلاح دست آنها را تو حنا بگذارد

اما آیا این توجیهات تامین کننده منافع کشورما هست یا نه؟

به جهات مختلف این سخنان تامین کننده منافع نیست:

اولا کشورهای مورد نظر بعلت ضعف ساختار علمی و پژوهشی داخلي خود و همچنین مسائل سیاسی و بين المللي چندان استقبال و تمایلی به استقبال از اين ايده نشان نمي دهند مضافا اینکه پيشنهاد ایران را بیش از آنکه واقعی بدانند سیاسی و اهداف خاص تعبیر می کنند

ثانیا این مسئله باعث حساسیت و واکنش بیشتر کشورهای بزرگ شده و نتوانسته است اثر بازدارنده داشته باشد. حساسیت و واکنش کشورهای بزرگ در قطعنامه های رنگارنگ بازتاب يافته است.

ثالثا این مسئله در چارچوب تنش بیشتر با کشورهای بزرگ و برخوردار دنیا تعبیر و تفسیر می شود. بنظر اين کشورها در دوره کنوني روي آوردن به فن آوريهاي شيک و فانتزي که موجب واکنش و تنش براي کشورهاي دنيا مي شود چندان با منافع ملي آنها سازوگاري ندارد و يک بلبشوي سياسي عليه امنيت آنها بوجود خواهد آمد.

پس بدلايل فوق نمي توان به دستيابي به اهداف فوق الذکر چندان اميد داشت و بهتر است هر گونه سخاوتمندي در ارائه سخنان اين چنيني مورد سنجش اوليه قرار گيرد. اين سخنان حتي برخي از کشورهاي دوست ايران را نيز رنجيده خاطر خواهد کرد.

  

+ نوشته شده در  شنبه سوم آذر 1386ساعت 11:57  توسط ایلچی   |