علیرغم اینکه خیلی از ناظران سیاسی از رفتن لاریجانی بهت زده شدند و آن را علامت خوبی برای دیپلماسی هسته ای کشورمان نمی دانند که شاید با برخی از این تحلیلها هم موافق باشم ولی از اینکه بالاخره اردشیر لاریجان بعد از آن همه هتاکی ها به آقای خاتمی در دوره اصلاحات این چنین از سوی طرفداران اصولگرایش مورد استقبال قرار گرفت خوش حالم.
چرا خوش حال نباشم؟ خوش حالم از اینکه آنهمه فضل فروشیهای روشنفکرانه در چنبره رئیس جمهوری که این ها را به هیچ نمی خرد از بین رفت. خوش حالم که علیرغم اینکه در دل با خاتمی بود ولی برای دل دیگران دل آن سید را بسیار شکاند و الان خود به همان دچار شد. خوش حالم که که فخرفروشی ها و خودبستن به علما نتوانست او را در کارش موفق کند.
اگر آقای خاتمی هم کمی جرات داشت و زیاد این پا و آن پا نمی کرد و با این گروه و بخصوص شخص لاریجانی در مقام رئیس صدا و سیما مماشات نمی کرد و همانند آقای احمدی نژاد عزل اش را از رهبر می خواست - بهتر میتوانست برای منافع ایران مفید باشد. فکر می کنم بسیاری از این ندانم کاری ها در اثر تردیدهای یزدی مآبانه آقای خاتمی است که در دوره خود به قول سعید حجاریان فقط و فقط فرصت سوزی کرد.
