تبليغاتX
سیاست خارجی ایران Iran,s foreign policy

سیاست خارجی ایران Iran,s foreign policy

به بررسی تحولات سیاست خارجی ایران می پردازد

اخیرا موجی در میان مراجع تقلید قم راه افتاده و آنان درخصوص مسائل مربوط به سیاست خارجی کشورمان چه در خصوص حج و تحریم آن که توسط آیت الله مکارم شیرازی و تذکر وزارت خارجه به عربستان و چه آنچه که اخیرا توسط آیت الله نوری همدانی درخصوص دختران ایرانی در سفارت ونزوئلا در تهران عنوان شده است- به بیان نظرات خود می پردازند.

نمی خواهم این سخنان را نقد کنم و یا اینکه آنان را از دخالت در امور سیاسی منع کنم. ولی اعضای دفاتر این مراجع تقلید کمی عاقلانه اخبار را به حضرات انتقال بدهند. هرچند واکنش آیت الله مکارم درحوزه اختیارات یک مرجع شیعه هست و قابل توجیه است ولی اظهار نظر یک مرجع تقلید در قم در خصوص مسائل داخلی یک سفارت خارجی در ایران چگونه قابل توجیه است نمی دانم.

اگر نیم نگاهی به نقش و جایگاه آیت الله سیستانی در عراق بیندازید می بینید کشورهای خارجی درگیر در آن کشور آرزو دارند یک کلمه در مورد کشورشان از زبان این آیت الله بشنوند و یا وقتی ایشان میگوید که قانون اساسی فلان شود آنکار انجام می شود ولی واقعا چوب حراج گذاشتن مراجع تقلید در کوچکترین مسائل در ایران با کدام معیارها می خواند.

واقعا مرجعیت که آنچنان وجاهت دارد که یک فتوای دو جمله ای وی جنبش تنباکو را ایجاد میکند و کشورهای خارجی را منفعل کند اینقدر از سوی عده ای ناآگاه در دفاتر این اقایان لوث می شود که اینگونه نظرات بدهند . 

باید به سایت بازتاب هم نمره بیست داد که این گونه نا آگاهانه خواسته در جهت منافع خود یک عالم جلیل القدر را تحریک به موضع گیری نماید.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386ساعت 11:57  توسط ایلچی   | 

یکی از فرازهای سخنان رهبر انقلاب اسلامی آیت الله خامنه ای تجلیل از سیاست تهاجمی آقای احمدی نژاد در عرصه سیاست خارجی بوده است.ایشان البته اظهارکردند که سیاست تهاجمی با ماجراجوئی و جنگ با دنیا تفاوت دارد.

یکی از ایده آل های هر ناظر سیاسی آن است که جمهوری اسلامی را بعنوان یک بازیگر و بازیساز موثر در عرصه منطقه ای و بین المللی نگاره گر باشد. ولی نگاهی به عملکرد سیاست خارجی احمدی نژاد در دوره مورد نظر نشان می دهد که دستورکار سیاست خارجی احمدی نژاد به معنای واقعی کلمه از این قاعده پیروی نمی کند. 

در عرصه بین المللی:

در عرصه بین المللی جمهوری اسلامی در همه دورانها نظم موجود جهان بخصوص پس از فروپاشی شوروی و دکترین آمریکا مبنی بر نظم جدید جهانی را قبول نداشته و در راستای چند جانبه گرائی حرکت کرده است. گاهی در چارچوب سازمان ملل در قالب تنوع فرهنگی و گاهی در چارچوب سازمان کنفرانس اسلامی و گاهی نیز در چارچوب عدم تعهد در این عرصه گام برداشته است. در این سالها جمهوری اسلامی تلاش داشته تا اولا محیط بین المللی را شناخته و ثانیا آن را تحلیل درست کرده و ثالثا بر آن تاثیرگذاری نماید.

 اما در دوران آقای احمدی نژاد این تحول با یک تغییر ماهوی روبرو بوده است و آن اجماع جهانی علیه برنامه و دستور کار ایران در عرصه بین المللی است. گو اینکه تصور می رود دست اندرکاران  سیاست خارجی از چیدمان قدرت در عرصه بین المللی و منطقه ای و همچنین جایگاه واقعی ایران در این وضعیت تحلیل واقعی و علمی نداشته و برآوردهای فضائی داشته که با واقعیت های موجود همخوانی ندارد.

در عرصه منطقه ای:

 اگر چه وضعیت بهتر است و روند تحولات تایید می کند که جمهوری اسلامی دست برتر در تحولات منطقه دارد ولی نمی توان به پایداری آن در بلند مدت خوش بین بود. آیا واقعا جمهوری اسلامی در بلند مدت توان نرم افزاری و سخت افزاری پیگیری ایجاد یک خاورمیانه اسلامی (در مقابل خاورمیانه جدید) که در بیان رهبر انقلاب آمده است را دارد؟ آیا کشورهای بزرگ به اصطلاح نسبت به پیشبرد دستورکار و اجندای ایران در منطقه تن می دهند.؟ آیا کشورهای منطقه بدون گرفتن امتیاز حاضر به پذیرش هژمونی برتر ایران در منطقه خواهند شد؟ 

روشن است سیاست تهاجمی باید نه در مقابله با دیگران و پیش بردن یکجانبه دستور کار خود باشد که باید آن را در همکاری دیگران یافت. بهمین دلیل اولا سیاست خارجی ایران در دوره های قبلی نیز تدافعی نبود بلکه تهاجمی آنهم تهاجمی نرم افزارانه بود ثانیا سیاست خارجی ایران در دوره احمدی نژاد تعریف شامل و کامل از سیاست تهاجمی ندارد و بلکه باعث مقابله و حساسیت کشورهای منطقه و کشورهای بزرگ شده است.     

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم تیر 1386ساعت 18:29  توسط ایلچی   | 

بسیاری از تحلیلگران غربی و دنیای عرب در تحلیل حوادث غزه در فلسطین - با انتساب ان به جمهوری اسلامی آن را در راستای دستورکار جمهوری اسلامی ایران برای تثبیت نقش و جایگاه خود بعنوان ابرقدرت منطقه ای تحلیل میکنند. به نظر آنها بخصوص نومحافظه کاران حماس تنها بعنوان آلت دست ایران و مجری سیاست و استراتژی ایران عمل کرده است و این حادثه ناشی از الزامات استراتژیک رقابت میان ایران و آمریکا است.

رسانه های عربی نیز همچنین سخن از آن میگویند که دو طرح و دستور کار برای خاورمیانه وجود دارد طرح آمریکائی که خواهان آن است که اسرائیل ابرقدرت منطقه ای باشد و دیگر کشورهای معتدل عربی در طول این قدرت برتر قدرت نمائی کنند و دستور کار ایران که خواهان تقویت محور مقاومت برای بیرون راندن آمریکا از منطقه و تضعیف اسرائیل می باشد. بنظر این محللان هم اکنون دستور کار و طرح ایران دست پیش را دارد و بهمین دلیل آمریکا حاضر شده است تا با ایران بدون پیش شرط گفتگو کند.

ولی واقعا تا چه حد می توان به این تحلیلها که ناشی از برخی فاکتهای خودساخته اذهان غربی است اعتماد کرد.

اگر پاسخی دارید ارسالید. 

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم تیر 1386ساعت 18:14  توسط ایلچی   |