تبليغاتX
سیاست خارجی ایران Iran,s foreign policy

سیاست خارجی ایران Iran,s foreign policy

به بررسی تحولات سیاست خارجی ایران می پردازد

یکی از ترجیع بندهای همیشگی مسئولین ما که به اصطلاح نگاه استراتژیک به مسائل منطقه و بین المللی دارند این است که آمریکا و غرب باید ایران را بعنوان یک قدرت منطقه ای به رسمیت بشناسد.

برای من قابل فهم است که سیاست خارجی ایران گذشته گرا بود و همیشه در ناستولوژی بازگشت به دوران اوج و شکوه ساسانی بوده است . میخواسته مثل آن دوران از پادشهان باج بگیرد و ۴۵ اقلیم را در تصرف خود داشته باشد. اما واقعا هدف ایران از اینکه یک قدرت منطقه ای درآید چیست؟

پدیده قدرت منطقه ای به دوران سیاست دو ستونی نیکسون بازمیگردد. آمریکا در آن دوران برای حفظ منافع خود در مناطق جهان- با تقویت برخی از قدرتهای منطقه ای که دارای ظرفیت مناسب برای تبدیل شدن به قدرت منطقه ای را داشتند - تلاش داشت تا از منافع خود و غرب در نقاط استراتژیک جهان محافظت کند.

اما در سیستم جدید بین المللی که هزاران سرباز آمریکا در خاورمیانه حضور دارند و آمریکا در اکثر مناطق دنیا دارای نیروی زمینی وهوائی و پایگاه نظامی است مطرح کردن این مفهوم چه محلی از اعراب دارد؟

به دو دلیل عمده نمی توان نسبت به پذیرش نقش منطقه ای ایران از سوی غرب خوش بین بود:

۱- چیدمان قدرت در نظام بین المللی دگرگون شده است و سیاست آمریکا در مناطق جهان تقویت قدرتهای منطقه ای نیست. زیرا خود در مناطق مختلف جهان حضور دارد و بهتر می تواند از منافع خود محافظت کند. حتی به زعم بسیاری از تحلیل گران آمریکا از پذیرش قدرت منطقه ای اسرائیل نیز طفره می رود و در مقابلش با هدف ایجاد توازن مقابل اسرائیل به برخی از کشورهای منطقه همچون عربستان سعودی سلاحهای حساس می فروشد .

۲-  ایران برای پذیرش عنوان قدرت منطقه ای دچار یک تناقض ایدئولوژیک و تئوریک است. از یک طرف میخواهد قدرت منطقه ای برای حفظ منافع چه قدرتی شود؟ آیا نظم موجود را پذیرفته است که می خواهد در این نظم موجود نقش یک قدرت منطقه ای را بازی کند؟ آیا می خواهد حافظ منافع دیگران باشد یا حافظ منافع خود؟ اگر می خواهد منافع دنیا و دیگران را در منطقه حفظ کند که دیگران درکوتاه مدت به این امر تن نمی دهند.  درصورتی که خواهان حفظ منافع خود است نمی توان به این بازی ادامه دهد. اگر ایران می خواهد  به یک کشور پیشرو در ده سال آینده تبدیل شود باید حد اقل ۲۰ سال را در سکوت و بی تفاوتی به بیرون سیر کند. وگرنه حساسیت قدرتهای بزرگ باعث می شود تا ایران تا ۶۰ سال آینده نیز نتواند به ایده ال های اولیه خود نیز دست یابد. 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم خرداد 1386ساعت 9:47  توسط ایلچی   | 

سخنان آقای شمخانی وزیر سابق دفاع کشورمان که در سایت بازتاب آمده است کمی توجه مرا بخود جلب کرد. ایشان در این سایت فرمودند که یکی از شرایط مذاکره ایران و آمریکا خروج امریکا از خلیج فارس است . واقعا برای من جای تعجب دارد که ایشان بعد از این همه سیاست ورزی در مراکز مهم کشورمان < چنین تحلیلی از خود بروز دادند که با واقعیت منطقه و استراتژی های کلان بین املللی همخوانی ندارد.

هم اکنون بسیاری به این باور رسیده اند که از لحاظ ژئوپلیتیکی خاورمیانه مرکز تحولات استراتژیک آینده است و مرکز این خاورمیانه-  خلیج فارس است یعنی خلیج فارس مرکز مرکز شناخته می شود. حال با این وجود آمریکا که در استراتژی کلان خود تسلط بر منطقه ژئواستراتژیک خاورمیانه را محور اصلی راهبرد  خود قرار داده است و هرروزه تلاش میکند که آن را تعمیق کند- چگونه باید عضوی از شواری راهبردی روابط خارجی ایران بیاید و با انکار واقعیتهای موجود نوع سیاستهای آینده را بر مبنای تحلیلهای دهه ۶۰ بنیان نهد.

چه بخواهیم و چه نخواهیم آمریکا همسایه ما در خلیج فارس است و باید استراتژی جمهوری اسلامی به سمتی برود که به یک نوع تعامل با آمریکا برسد. باید سیاستمداران ما این مسئله را درک کنند که خلیج فارس یک دریای فارسی نیست که ایران هرچه بخواهد همان بشود. خلیج فارس یک دریای بین المللی است و هر تحولی در آن بر تحولات جهان تاثیر میگذارد و آمریکائیها نمی خواهند منطقه ای که این همه بر دنیا تاثیر میگذارد دست یک دولت باشد . این منطق معقولی است که امنیت این دریا مورد توجه همه باشد.

 شبیه این درخواست را برژنف در دهه ۸۰ میلادی از آمریکا کرده بود و از امریکا درخواست کرده بود که از خلیج فارس بیرون برود اما آمریکائیها با توجه به تحلیل استراتژیک خود آن را نپذیرفتند.  

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم خرداد 1386ساعت 15:6  توسط ایلچی   |