تبليغاتX
سیاست خارجی ایران Iran,s foreign policy

سیاست خارجی ایران Iran,s foreign policy

به بررسی تحولات سیاست خارجی ایران می پردازد

اين روزها همه جا صحبت از برگزاري المپيك پكن مي باشد و برخي از رهبران عمده جهاني از جمله جرج بوش، ساركوزي و .. ديگران آمادگي خود را براي شركت در اين نشست اعلام كرده اند. عده اي نيز با توجه به سياستهاي خاص چين ونقض حقوق بشر در چين خواستار تحريم افتتاحيه اين رويداد ورزشي شده اند.
اما آيا اعزام نماينده عالي جمهوري اسلامي براي شركت در افتتاحيه اين اجلاس مي تواند دستاوردي براي جمهوري اسلامي ايران داشته باشد يا خير؟
متاسفانه بدليل اقدام باجخواهانه برخي از مطبوعات و سايتها درجريان سفر و حضور آقاي احمدي نژاد در افتتاحيه بازي هاي آسيائي در دوحه قطر اين امر بيش از آنكه باعث خيري براي ايشان باشد انتقادات صاحبنظران سياسي حرفه اي را از ايشان موجب شد. اما بنظرم با توجه به گستره و جهان شمولي اين رويداد و همچنين برچيده شدن بسياري از تابوها مي توان با حضور در اين رويداد برخي از امتيازات را عايد سياست خارجي كشور كرد.
حضور رئيس جمهور در افتتاحيه پكن مي تواند اولا بار ديگر خط بطلاني بر طرح انزواي ايران در جهان باشد ، ثانيا نفس حضور در مراسمي كه مهمانان جنجالي همچون بوش و ساركوزي در آن شركت مي كنند مي تواند حضور آنها را تحت الشعاع حضور احمدي نژاد قرار دهد ثالثا نشانه و سيگنالي به جهان مبني بر تمايل ايران به گفتگوها با دشمنانش بدهد.
بنظر شما سفر اخير آقاي حسيني سخنگوي سابق و معاون بين المللي وزارت خارجه به چين بعنوان نماينده ويژه رئيس جمهوري در اين راستا نمي باشد؟
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387ساعت 10:37  توسط ایلچی   | 

دو تحول عمده در خاورميانه در دوماه اخير اتفاق افتاده است كه بنوعي تاثير قابل ملاحظه اي بر سياست خارجي كشورما مي گذارد.
اولين مورد حل شدن معضل دولت در لبنان كه با كمك موثر ايران در اجلاس دوحه گروههاي لبناني توافق كردند كه با تعيين ميشل سليمان بعنوان رئيس جمهور انتخابي دولت وحدت ملي نيز تشكيل شود كه از اين لحاظ يك برد كوتاه مدتي نصيب حزب الله شد. از همه مهمتر سكوت و پذيرش عربستان سعودي به شكست اش در پروژه لبنان مي باشد كه مشكوك بنظر مي رسد.
دومين مورد آن توافق حماس با آتش بس شش ماهه با اسرائيلي ها بود البته چند روز قبل از اين توافق نيز خالد مشعل در ايران حاضر شد و احتمالا گفتگوهائي در اين خصوص صورت گرفت.
سومين مورد نيز موافقت سوريه با برقراري مذاكرات صلح با اسرائيل مي باشد كه تاكنون چند مورد از ملاقات سري و بعضا غير سري گزارش شده است. قرار است ملاقاتي نيز در استانبول تركيه و همچنين در فرانسه صورت گيرد.
با توجه به سه مورد فوق كه نشان دهنده آن است كه سه ركن از چهار ركن محور مقاومت در مقابل محور اعتدال در حال توافق با دشمن اصلي محور مي باشند كه مي تواند بر جايگاه و موقعيت و انسجام اين محور تاثير قابل ملاحظه اي داشته باشد.
بدنبال اين وضعيت چند نمونه ديگر نيز وجود دارد:
1- هشدار البرادعي براي حمله نظامي به ايران و استعفاي وي (گو اينكه ايشان خيلي خود را جدي گرفته و فكر كرده استعفاي ايشان بازدارنده براي قدرتهاي بزرگ است)
2- هشدار وزير خارجه روسيه مبني براينكه مشكل ايران نبايد بصورت نظامي حل و فصل شود و اسرائيل و آمريكا مدرك قابل استنادي نشان نمي دهند و فقط حرف مي زنند.
3- سفر بوش به اروپا بعنوان اخرين تلاشها در آخرين روزها و تاكيد وي بر اينكه پرونده هسته اي را براي جانشين خود آسان تر مي كند .مضافا اين كه در همين زمان بسته هسته اي غرب به ايران تسليم شد و احتمال اينكه در سفر سولانا تهديدهايي هم مبادله شد بعيد نيست.
4- بدنبال تهديد وزير  حمل و نقل رژيم صهيونيستي مبني بر اجتناب ناپذير بودن حمله به ايران ، برگزاري مانور نظامي در درياي مديترانه از سوي نيروي هوائي اسرائيل صورت گرفته كه بنظر پنتاگون و نيويورك تايمز علامتي به ايران است و سي ان ان و ديگر شبكه هاي خبري در حال آماده سازي وضعيت رواني هستند.

حال بنظر شما توافقات حماس، حزب الله و سوريه با دشمن اصلي پيش زمينه هاي تحولات بعدي ميان ايران و اسرائيل و در مقياس بالاتر ميان ايران و غرب بر سر پرونده هسته اي  مي باشد؟ منتظر مي شويم
+ نوشته شده در  شنبه یکم تیر 1387ساعت 8:15  توسط ایلچی   | 

يكي از موضوعات جالب در خصوص آينده روابط افغانستان و ايران و تاثير تحولات اين كشور بر محيط سياسي ايران زمزمه هاي اخير درخصوص احتمال خيز برداشتن آقاي زلماي خليل زاد براي انتخاب رياست جمهوري افغانستان مي باشد. بنظر شما تاثير انتخاب احتمالي وي بر سياست خارجي ايران چه خواهد بود؟
خليل زاد كيست؟
وي يكي از نيروهاي سياسي افغاني الاصل آمريكائي است كه به همراه ديگر نومحافظه كاران در آمريكا مديريت سياست سازي در افغانستان بعد از يورش آمريكا به اين كشور را داشته است. وي پس از آن در قامت سفير آمريكا در افغانستان به ساماندهي سياست داخلي و گماردن حامد كرزاي به عنوان رياست جمهوري پرداخت. مدتي بعد در عراق سمت سفير اين كشور را برعهده گرفت و پس از آن بعنوان اولين ديپلمات ارشد بين المللي آمريكا سخنگوي اين كشور در سازمان ملل شد.
از لحاظ فكري وي گرايش ضد ايراني داشته و با توجه به رويكرد وي به نومحافظه كاران از قدرت گيري ايران در منطقه بيمناك است. تز دكتراي وي در سال 1980 برنامه اتمي ايران بوده است . وي مدتي نيز در ايران زندگي كرده است.
تاثير انتخاب وي بر سياست خارجي و روابط دو كشور
برخلاف برخي از تحليلها كه احتمال مي دهد حضور وي در سياست افغانستان را موجد كاهش روابط و تاثير بر سياست خارجي ايران بداند اين نوشتار معتقد است كه انتخاب وي در كوتاه مدت موجب واكنش منفي ولي در بلند مدت روابط دو كشور تحت تاثير معادلات منطقه اي افزايش خواهد يافت
تاثير انتخاب وي در دو سطح مي تواند مورد بررسي قرار گيرد:
سطح روابط دو جانبه : 
در اين صورت در كوتاه مدت دو طرف ايران و افغانستان با نگاه بدبينانه به يكديگر مي نگرند ولي اين بدبيني طولي نخواهد كشيد زيرا هم ايران و هم افغانستان به يك عقل منطقي و سياسي و مصلحت جويانه دست يافته اند كه بخواهند منافع يكديگر را در نظر بگيرند. زيرا اولا افغانستان و اقتصاد آن بدون ارتباط مناسب و خوب با ايران نمي تواند رشد زيادي داشته باشد و اين امر يكي از فاكتورهاي اصلي روابط دو كشور مي باشد و ثانيا سياست خارجي ايران نشان داده است كه با عناصر مقتدر و مهم كه ماهيت آن ها مشخص است راحت تر كار مي كند با كساني كه از لحاظ سياسي و بين امللي داراي جايگاه خوبي نيستند.

در سطوح منطقه اي و بين المللي :
بسياير از تصميمات و عملكرد فعلي خليل زاد ناشي از جايگاه اين كشور بعنوان نماينده آمريكا مي باشد و پرواضح است كه در جايگاه ديگر تصميمات مقتضي ديگر اتخاذ خواهد شد. دو تحليل مي تواند وجود داشته باشد اول اينكه انتخاب وي به سياست هاي افراطي ايالات متحده آمريكا عليه ايران و فشار نظامي بر ايران ياري مي رساند و دوم اينكه از ظرفيت و پتانسيل خليل زاد مي توان در بهبود روابط ايران و آمريكا بهره برداري نمود. بنظر اين نوشتار خليل زاد مي تواند از اين ظرفيت برخوردار باشد و مي تواند درصورت جلب دوستي ايران و دادن اطمينان هاي لازم به ايران هم براي منافع افغانستان و هم براي منافع آمريكا و هم براي منافع ايران مفيد باشد .
آنچه كه اين فرضيه را تقويت مي كند نيازمبرم عراق و افغانستان به دوستي ايران و آمريكا و تاثيري كه بهبود روابط ايران و آمريكا بر موقعيت اين دو كشور خواهد گذاشت مي باشد.   
 
+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم خرداد 1387ساعت 9:53  توسط ایلچی   | 

یکی از مطالبی که همیشه در زمان ارائه بسته پیشنهادی هسته ای یا مذاکرات کشورهای بزرگ با ایران چه بصورت رسمی یا غیر رسمی از سوی برخی از کارشناسان سیاسی یا مقامات رسمی خارجی مطرح می شود تضمین امنیتی آمریکا به ایران است. هم آمریکا از اینکه چنین تضمینی به این سادگی و مفت و مجانی بدهد استنکاف می کند و هم ایران از اینکه چنین مطلبی در آشکارا مطرح می شود نسبت به آن بی اعتنائی می کند و حتی در برخی از موارد گفته می شود که این غربی ها هستند که باید تضمین امنیتی از ما بگیرند که این امر خود یک نوع بی سیاستی است اما واقعا داستان چه می تواند باشد؟

بنظرم تضمین امنیتی به ایران بحث جدی است حال چه از طرف آمریکائی ها باشد و چه غیرآمریکائی ها. باید این مبحث جدی انگاشته شود. استراتژی سیاست خارجی ایران در طول تاریخ مبتنی برتئوری بقا بوده است آن زمان که برای حفاظت از ایران زمین به کشورهای همسایه دست اندازی می کرد و به اصطلاح سیاست خارجی دولت خواری اقوام همجوار را در دوره ساسانی دنبال می کرد و چه در زمان صفویان که با ابزار ایدئولوژیک بسیاری ز مناطق عربی را تحت اشغال خود درآورد و چه آن زمان که بدنبال قدرت سوم بود و حکومت خود را وابسته به بیگانه می کرد.. 

بنظر می آید حفاظت و بقای ایران در هیچ زمان به اندازه دوران کنونی دستخوش تهدید نشده است درست است در دوران های دیگر تهدید بود ولی در این زمان هیچ قدرت ضامن نیز پشت سر ایران وجود ندارد. حتی حرکت به سمت دستیابی به دانش هسته ای نیز در چارچوب تئوری بقا گنجانده می شود و تا زمانی که ایران احساس کند که تمامیت ان درخطر است باید تضمین امنیتی را جدی گرفت. البته نکته ظریف این جاست که نهاد قدرت به سمت وابستگی به خارج درنغلطد  

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم خرداد 1387ساعت 8:34  توسط ایلچی   | 

در خبرهاي داخلي آمده بود كه سفير قزاقستان در تهران با سفر به بندر بين المللي چاه بهار از تاسيسات آن ديدن كرده و اظهار كرده كه اين بندر مي تواند نقطه اتصال كشورهاي آسياي ميانه و قزاقستان با دنياي خارج باشد. با توجه به اینکه يكي از مشكلات اين كشورهاي محصور در خشكي حمل و نقل و دسترسي به آبهاي آزاد است و از سوي ديگر اين كشور ها خواهان قطع وابستگي  خود به راه و  منفذ روسيه هستند پيشنهاد قديمي را دوباره تكرار ميكنم اميد كه مسئولان مملكت آن را عملي كنند.

پيشنهاد ميكنم كه ايران يك يا دوبندر را با سرمايه و مديريت اين كشورها در كناره درياي عمان به اين كشورها اختصاص دهد تا اين كشورها به راحتي بدون مشكلات موجود بتوانند نفت و ديگر محصولات خود را صادر كنند. اين امر مزيت هاي زيادي براي ايران و اين كشورها دارد. 

لازم به توضيح است كه برخي از كشورها مانند گرجستان بخشي ازبنادر خود را به اجاره اين كشورها در كناره درياي سياه درآورده اند. با اجراي اين پيشنهاد هم مي توان سهمي از واردات و صادرات اين كشورها را از آن خود كرد، هم مي توان سرمايه گذاري اين كشورها براي ايجاد يك بندر مجهز را جلب كرد و هم ميتوان بخشي از حضور اقتصادي را عينيت بخشيد.  

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387ساعت 15:19  توسط ایلچی   | 

خلاصه بعد از مدت ها اینکه قطعنامه تصویب می شود و نمی شود  قطعنامه سوم تحریم ها هم تصویب شد.

فقط می خواهم همین را بگویم آقای لاریجانی امام زاده مودالیته هم شفا نداد. آنقدر از این مدالیته تعریف کردید و آن را موثر دانستید که تاحد امام زاده ارتقا دادید. از بس روی آن مانور دادید که ان را مهمترین دستاورد دوران مدیریت خود بر پرونده هسته ای می دانستید. این هم افاقه ای نکرد و بلکه باعث بهانه جوئی های بیشتر شد و به جای شفا دادن پای بیمارش را گاز گرفت. 

اگر می خواستید غرب را سرکار بزارید حد اقل در مدت زمانی که در سند مدالیته به آن توافق کردید پایبند می بودید نه اینکه با خودشیرینی بجای ۱۸ ماه ۶ ماهه این همه مساله مهم را حل می کردید.

می بخشید سرم درد می کند معلوم نیست چی می نویسم

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم اسفند 1386ساعت 12:36  توسط ایلچی   | 

بعداز انتشار گزارش نهادهای امنیتی آمریکا- رئیس جمهوری اسلامی ایران اظهار داشت که اگر آمریکا دو سه قدم دیگر بردارد ماهیت روابط ایران و آمریکا متفاوت از وضعیت فعلی خواهد شد. متعاقب آن وزیر خارجه آمریکا نیز در پاسخ به سخنان رئیس جمهوری خواهان گام برداشتن ایران در این زمینه و تعلیق غنی سازی شد.

در فاصله انتشار این گزارش تا کنون چند اقدام متفاوت از دو طرف انجام شده است: اقدامات ایران مطمئن و استوار ولی بطئی بوده است که با انتظارات طرف مقابل فاصله دار است مهم ترین این اقدامات به شرح زیر است:

۱- ایران آمادگی خود را برای مذاکرات درخصوص عراق در سطحی بالاتر از کارشناسان امنیتی اعلام کرد.

۲- رهبر انقلاب اسلامی ایران در یک سخنرانی در یک ابتکار بی نظیر دشمنی ایران و آمریکا برای ابد را کنار گذاشت و به شرط مهیا شدن برخی از زمینه ها میسر دانست. محتوای این سخنرانی این گونه است هر چند الفاظ و اشکال تفاوت داشته باشد. منفعت گرائی جایگزین آرمانگرائی شد

۳- سفر البرادعی به ایران در این دوره شکل ویژه ای بخود گرفت و ایران با استفاده از این فرصت - دیدار وی با آیت الله خامنه ای و قول مقامات ایران مبنی بر شفافیت بیشتر برنامه هسته ای ایران را برنامه ریزی نمود . این سفر به زعم آقای البرادعی حاوی دستاوردهای مثبت بوده است که می تواند بر نگاه کشورهای غربی تاثیر گذار باشد.

اما در طرف مقابل آمریکا دو حرکت تبلیغاتی را در دستور کار خود قرار داد:

اول اگر مطابق ورژن ایران به قضیه تنگه هرمز نگاه بیندازیم آمریکا تلاش کرد گشت های دوره ای و طبیعی نیروهای دریائی ایران در تنگه هرمز را که حق هر کشور ساحلی است را بزرگنمائی کرده و از آن در سفر دوره ای بوش به خلیج فارس بهره برداری سیاسی نماید

دوم سخنرانی بوش در ابوظبی و متهم کردن چند باره ایران به تروریسم و منبع نا امنی در کل جهان و اطمینان دادن به اعراب مبنی بر اینکه آمریکا همچنان در کنار کشورهای متحد خود در مقابل تهدید ایران قرار دارد.

این چند حرکت ایران و آمریکا در این دوره با یکدیگر همخوانی ندارد. باید امیدوار بود که گامهای منطقی بعدی ایران و پاسخ های درخور آمریکا به آن بتواند شکاف موجود بین دو کشور را کاهش دهد. در دنیای واقع گرائی منفعت گرائی اصل و اساس تعامل خواهد بود.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم دی 1386ساعت 15:50  توسط ایلچی   | 

سخان رهبر انقلاب اسلامی آیت الله خامنه ای درخصوص رابطه با آمریکا حائز نکات بسیار مهمی است که ارزش پرداختن به آن وجود دارد. این سخنان از این جهت مهم است که برای اولین بار با صراحت واقع گرائی و منفعت گرائی بر آرمان گرائی چیره شده است. ایشان در اجتماع مردم یزد گفته است:

"هرگز هم نگفتيم ما تا ابد قطع رابطه خواهيم بود؛ نه، هيچ دليلى ندارد كه تا ابد قطع رابطه با هر كشورى، با هر دولتى داشته باشيم. مسئله اين است كه شرايط اين دولت، به گونه‏اى است كه رابطه با او براى ما ضرر دارد. انسان رابطه را با هر كشورى به دنبال تعريف يك منفعتى ايجاد مي‌كند. آنجايى كه براى ما منفعت ندارد، دنبال رابطه نمي‌رويم، حالا اگر ضرر داشت، به طريق اولى‏ دنبال رابطه نمي‌رويم..

....رابطه‏ سياسى با آمريكا براى ما مضر است. اولاً خطر آمريكا را كم نمي‌كند. آمريكا به عراق حمله كرد؛ در حالى كه با هم رابطه‏ سياسى داشتند، سفير داشتند؛ اين آنجا سفير داشت، آن هم اينجا سفير داشت. رابطه كه خطر جنون‏آميز و سيطره‏طلبانه‏ هيچ قدرتى را از بين نمي‌برد. ثانياً وجود رابطه براى آمريكايى‏ها ـ نه امروز، هميشه اينطور بوده ـ وسيله‏اى بوده است براى نفوذ در قشرهاى مستعد مزدورى در آن كشور.....نبود رابطه با آمريكا براى ما مفيد است. آن روزى كه رابطه با آمريكا مفيد باشد، اول كسى كه بگويد رابطه را ايجاد بكنند، خود بنده هستم"

نکته ای که در سخنان ایشان بوضوح نمایان است آن است که رابطه و دشمنی ایران با آمریکا از حالت قدسی و ایدئولوژیک به صورت یک اصل منفعتی در آمده است ما بدان دلیل با آمریکا رابطه برقرار نمی کنیم که رابطه با آمریکا (بعنوان شیطان اکبر) فعلا به منفعت ایران نیست.

این سخنان نقطه عطفی در سیاست خارجی ایران محسوب خواهد شد. بهرحال بعد از این باید شاهد رویکرد واقع گرایانه و مرجعیت منافع ملی در کنار سه عنصر اصلی سیاست خارجی یعنی مصلحت < عزت و حکمت در تصمیم گیری های کلان باشیم. نه اینکه تا بحالنبوده است بلکه این چهار اصل در اظهارات اخیر ایشان دوباره مورد تاکید رسمی قرار گرفته است.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم دی 1386ساعت 17:11  توسط ایلچی   | 

مدتی است که روابط ایران و عربی یک تحولی کیفی بخود گرفته است و بر اساس آنچه که در مطبوعات ذکر می شود این روابط در حال گرم شدن می باشد.

تحلیلگران فاکتهای متعددی در این خصوص ارائه می دهند از جمله آنها می توان به اعلام آمادگی احمدی نژاد برای سفر به مصر متعاقب سفر معاون وزیر خارجه این کشور به ایران- دعوت ملک عبدالله پادشاه عربستان از احمدی نژاد برای انجام حج - شرکت رئیس جمهوری اسلامی ایران در اجلاس سران شورای همکاری خلیج فارس- سفر احمدی نژاد به امارات- سفر احمدی نژاد به بحرین - شرکت در اجلاس سران اوپک در عربستان- حضور وزیر خارجه ایران در اجلاسیه اتحادیه عرب و دفاع مقامات رسمی خلیج فارس در اجلاس منامه در غیاب ایران در مقابل رابرت گیتس که ایران را تهدیدی برای امنیت منطقه خوانده بود- اعلام آمادگی ایران برای انتقال دانش هسته ای به کشورهای عربی و تشکیل کنسرسیوم عربی ایرانی در داخل خاک ایران- اشاره کرد

چند نوع واکنش از سوی تحلیل گران داخلی و خارجی بروز یافته است:

۱- عده ای در داخل و خارج ایران این اقدامات دولت را ناشی از ابتکارات شخصی احمدی نژاد و دولت وی دانستند و نه مقام دعوت کننده بهمین دلیل دعوت احمدی نژاد به اجلاس دوحه و مکه را به اصرار ایران و نه طرف دعوت کننده ارزیابی کرده و آن را مغایر عزت ایرانی تحلیل میکنند

۲- عده ای سیاست درهای باز با کشورهای عربی را در حالیکه سیاست تشدید تقابل با آمریکا در منطقه از سوی ایران اتخاذ می شود را نافی مقصود دانسته و آن را یاری رسان به حفظ منافع کشور نمی دانند.

۳- عده ای از جمله رسانه های غربی که همه چیز عالم و آدم را در گرو رفتار آمریکا تحلیل می کنند گرم شدن روابط عربی ایرانی را ناشی از چراغ سبز آمریکائی ها به کشورهای عربی برای ارتقاء روابط با ایران دانسته و خواستار ادغام اقتصادی این کشورها با ایران شده تا بتوانند اهرم فشار لازم را داشته باشند

با همه این ها آیا گرم شدن روابط ایران و عرب بخصوص کشورهای خلیج فارس امری در حال وقوع است یا بیشتر بر اساس گمانه زنی های رسانه ای مطرح می شود؟

به چند جهت نمی توان چندان به این اظهار نظرها خوش بین بود:

اولا روابط ایران و اعراب چنان پیچیده است که با آمدن یک رئیس کشور به ایران یا بالعکس تغییر نخواهد یافت. بعبارت روشن تر این روابط از عوامل متعدد دینی - تاریخی- نژادی - سرزمینی و.. متاثر است

ثانیا آنچه که همیشه در نزدیکی و دوری ایران و اعراب تاثیر داشته است نه عوامل داخلی که عامل بین المللی است. بعبارت روشن تر این مناسبات قدرت در جهان و عرصه بین المللی و رویکرد دو طرف به این مناسبات است که گاهی موجب دوری و گاه موجب نزدیکی می شده است

ثالثا علیرغم آنچه که شایع است و برخی از تحلیلگران داخلی جناحی به آن دامن می زنند -اعراب تصویری جداگانه از فعالیتهای ایران دارند . بنظر آنها ایران نه تنها آغوش خود را برای این روابط باز نمی کند بلکه بدون توجه به منافع دیگران تنها درجهت منافع خود حرکت می کند.

بهمین دلیل نباید چندان به خوشامدگوئی های موقت اعراب دل بست. اعراب بنا به خصلت چادرنشینی مهمان دوست می باشند(اکرم الضیف ولو کان کافرا) و همه این ها بنا بر عادات ضیافت قابل توجیه است و نباید باعث گمراه شدن سیاستمداران شود که اعراب درجهت گرم شدن روابط با ایران حرکت میکنند.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت 17:6  توسط ایلچی   | 

تامین امنیت برای خلیج فارس یکی از دغدغه های اصلی کشورهای منطقه و قدرتهای بزرگ می باشد. زیرا این منطقه تامین کننده بخش عمده ای از انرژی ارزان جهان می باشد.

تاکنون سه دستور کار مهم امنیتی برای امنیت خلیج فارس ارائه شده است.

اولین دستور کار را می توان در رفتار فعلی آمریکا و کشورهای خلیج فارس جستجو کرد. در این چارچوب- این کشورها با انعقاد قراردادهای امنیتی با آمریکا خواستار حمایت این کشور از هرگونه تهدید شدند. این تصور که بعد از جنگ کویت با عراق در میان کشورهای منطقه نضج گرفته البته به سالیان قبل باز میگردد. آن هنگام که کویت از آمریکا خواست پرچم آن کشور را بر روی نفت کش های خود به اهتزاز درآورد تا از حمله نیروهای ایرانی و عراقی در خلیج فارس در امان بماند. هم اکنون قطر- کویت- بحرین عمان با آمریکا قراردادهای امنیتی بسته و حتی پایگاههائی نیز در اختیار این کشور قرار داده اند

دومین دستور کار امنیتی در خلیج فارس در پروژه ناتو بنام طرح استانبول نهفته است. در این طرح ناتو در راستای سیاست گسترش خود و همچنین دستور کار بین المللی خود بعد از فروپاشی شوروی و در راستای جلوگیری از سه خطر و تهدید اصلی یعنی گسترش سلاحهای کشتار جمعی- اشاعه هسته ای و تروریسم بین المللی تلاش کرده است کشورهای اطراف مدیترانه را در طرح مدیترانه و کشورهای خاورمیانه را در طرح استانبول گردهم آورد. در این چارچوب این طرحها بعنوان بازوهای منطقه ای این سازمان عمل می کنند. بهمین دلیل از کشورهای خلیج فارس دعوت شده است که به این طرح بپیوندند. هم کنون قطر- امارات- بحرین و کویت به این طرح پیوسته اند و عمان و عربستان هنوز به این طرح نپیوسته اند.

سومین دستور کار را می توان دستور کار ایران نامید. در این دستور کار حفظ امنیت خلیج فارس باید برعهده کشورهای منطقه تامین شود. بهمین خاطر در بهار سال جاری ایران آشکارا اعلام کرد که آماده امضای معاهده دفاعی با کشورهای خلیج فارس است که هیچ بانکی برنخواست و کسی به آن اعتنا نکرد.  ایران همچنین با ناقص دانستن همکاریهای امنیتی شورای همکاری خلیج فارس در سخنرانی اخیر رئیس جمهور در میان سران پیشنهاد تشکیل سازمان امنیتی داده است . اما در میان برخی نخبگان سیاسی ایران همچون برخی فرماندهان نظامی سابق کشورمان از جمله محسن رضائی مفهوم نسبتا تازه ای بنام «هژمونی درونزا» شکل گرفته است. وی در مصاحبه ای اعلام کرده بود که کشورهای منطقه همانند ایران و عربستان در یک طرف و پاکستان و ترکیه و همچنین عراق خود بدون دخالت قدرتهای بزرگ امنیت منطقه را تامین کنند. بنظر این دسته از افراد در این صورت امنیت بواسطه بومی بودن نیروهای تامین کننده آن به سهولت قابل دسترسی است.

اما اشکال این طرح را می توان در فاکتهای زیر جستجو کرد:

اولا این نظریه - حضور قدرت برتر جهانی که همسایه کشورهای خلیج شده است یعنی آمریکا را نادیده میگیرد. امریکا هم اکنون همسایه خلیج فارس و یکی از اعضای اصلی امنیتی خلیج فارس می باشد.

ثانیا میان کشورهای اخیر نوعی عدم تجانس وجود دارد چگونه می توان تصور نمود عربستان ایران وترکیه و پاکستان بتوانند بدون یک حامی بین المللی که مشوق آنها باشد خود به نوعی بلوغ سیاسی و منطقه ای رسیده باشند که امنیت خلیج فارس را برای قدرتهای جهانی تامین کنند

ثالثا ضمن اینکه با واقعیتهای منطقه همخوانی ندارد بلکه با واقعیتهای بین المللی نیز سنخیت ندارد. دوره تشویق قدرتهای منطقه ای برای تامین امنیت گذشته است. این گفتمان متعلق به سالهای دهه ۶۰ میلادی و دوره نیکسون می باشد. هم اکنون آمریکا در خلیج فارس حضور دارد و خود متولی تامین امنیت و امنیت سازی شده است.

و از همه مهمتر اینکه قدرت برتر خلیج فارس تلاش دارد با دامن زدن به ایران هراسی کشورهای خلیج فارس را در گروههای منطقه ای مانند( ۶+۱ )یعنی شورای همکاری خلیج فارس + آمریکا و کشورهای معتدل خاورمیانه در مقابل ایران سازماندهی کرده و آنها را در گرداب جنگ سرد جدید علیه ایران و مسابقه تسلیحاتی بیندازد. 

در میان دستور کارهای بالا - دستور کار فعلی یعنی انعقاد قراردادهای امنیتی با آمریکا همچنان پیشتاز است- دستور کارناتو  در حال پیشرفت است و دستور کار ایران هرچند از اقبال برخوردار نیست ولی بنظر می رسد در دوره جدید توجهی از سوی مقامات کشورهای عربی به آن شده است. اعلام اینکه پیشنهادات ایران از سوی اعضا مورد توجه قرار میگیرد و فراخوانی دبیر شورای امنیت ملی عراق برای تشکیل سازمان امنیتی که در برگیرنده عراق و ایران باشد و از همه مهمتر محاجه اعراب در منامه با سخنان رابرت گیتس در این راستا قابل تفسیر است.

سیاست خارجی ایران نیز باید با در نظرداشت حساسیتهای اعراب و منافع خود بهمراه کشورهای دیگر مانند عراق تلاش نماید حد وسطی از این دستور کارها را در جلوی روی خود بگذارد.

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم آذر 1386ساعت 15:27  توسط ایلچی   |